development

سالها پیش در جستجوی یافتن معنای واقعی «توسعه» با تفکرات اندیشمند و فیلسوف بزرگ جناب آقای «راسل ایکاف» آشنا شدم. از آنجایی که بسیار تحت تأثیر اندیشه‌های ایشان قرار گرفتم، تصمیم دارم برخی اندیشه‌های ایشان را برای دیگران بازگو کنم. در این نوشتار می‌خواهم دیگاه آقای ایکاف درباره‌ی مفهوم «توسعه» را مطرح کنم؛ مفهومی که اغلب درک درستی از آن وجود ندارد.

خیلی‌ها وقتی از توسعه صحبت می‌کنند در‌واقع منظورشان «رشد» است. این موضوع هم درباره جامعه، هم سازمان، و هم فرد می‌تواند صادق باشد. رشد و توسعه دو مفهوم یکسان نیستند. رشد می‌تواند با توسعه یا بدون آن صورت گیرد. و توسعه هم می‌تواند با رشد یا بدون رشد روی دهد. برای مثال، یک شرکت می‌تواند رشد داشته باشد ولی توسعه نیابد؛ توده‌ی آشغال هم همین‌طور است. یک جامعه، شرکت یا فرد می‌تواند توسعه یابد، ولی رشد نداشته باشد.

می‌توان گفت که رشد یعنی افزایش در اندازه و تعداد. در سازمان‌ها اندازه رشد می‌کند و در جمعیت‌ها تعداد.بنابراین، منظور از رشد شرکت‌ها افزایش در اندازه و یا افزایش در مقیاس‌های عمل‌کرد مانند فروش ناخاصل، سهم بازار، تعداد کارکنان و یا سود خالص است. همچنین، از رشد به صورت استعاره هم استفاده می‌کنند، مثلاً وقتی گفته می‌شود شخصی رشد یافته عموماْ منظور این است که بلوغ بیشتری پیدا کرده است. در این معنا، منظور افزایش در توانایی‌های کارکردی است و نه کمیت‌های ساختاری.

معمولاْ رشد در ارگانیسم‌ها بدون دخالت انجام می‌شود. با وجود این، سیستم‌های هدفدار می‌توانند با انتخاب خود آن را متوقف یا تسریع نمایند؛ برای مثال، انسان‌ها می‌توانند این کار را با رژیم غذایی و شرکت‌ها با انتخاب سرمایه‌گذاری انجام دهند. اگر رشد شخص از نظر فیزیکی سالمی همچنان ادامه یابد، مطمئناً با یک بیماری روبرو هستیم. با وجود این، اگر شرکت یا جامعه‌ای چنین اجباری داشته باشد، نه تنها آن را طبیعی بلکه قابل تحسین هم می‌دانند. چرا؟ چون فرض بر این است که رشد فیزیکی و اقتصادی، و توسعه‌ی اجتماعی یا سازمانی اگر کاملاً یکسان نباشند، به طور علی (علت و معلول) با هم در ارتباطند. لیکن، این فرض باطل است! با وجود این، اگر محدودیتهای رشد حیات یک جامعه یا مؤسسه را تهدید کنند، دلمشغولی آن‌ها را درباره‌ی رشد می‌توان فهیمد، لیکن به نظر پروفسور ایکاف، بسیار از این غافل‌اند که محدودیت‌های رشد، «توسعه» را محدود نمی‌کنند.

ایکاف اعتقاد داشت که برخلاف آنچه بسیاری از مردم باور دارند، توسعه وضعیت یا حالتی نیست که با آنچه فرد دارد تعریف شود، بلکه توسعه‌ فرایندی است که توسط فرد توانایی‌ها و اشتیاق ارضای آرزوهای خود و دیگران را افزایش می‌دهد. توسعه افزایش ظرفیت و توانایی است، نه افزایش دستاورد. بیشتر جنبه‌ی انگیزش، دانش، درک و خرد دارد تا جنبه‌ی مال و ثروت. به نظرم این دیدگاه آقای ایکاف، اندیشه‌ی بسیار زیبایی است.

توسعه، بیشتر به کیفیت زندگی مربوط است تا به سطح زندگی. اگر مردمی توسعه نیافته ثروتمند شوند ضرورتاً توسعه‌یافته نخواهند شد. اگر به دانش و درک دست پیدا کنند، آنگاه توسعه‌یافته خواهند بود.

البته، این‌طور نیست که ثروت به توسعه و کیفیت زندگی ارتباطی نداشته باشد. بلکه، بسیار هم ارتباط دارد. اینکه انسان‌ها واقعاً چقدر می‌توانند کیفیت زندگی خود و دیگران را بهبود بخشند نه تنها به دانش و انگیزش آنها، بلکه به ابزار و منابعی هم که در اختیار دارند، بستگی دارد. برای مثال، با ابزار و مواد خوب، خانه‌ی بهتری می‌توان ساخت تا بدون آنها. از سوی دیگر، یک انسان توسعه‌یافته، با هر ابزار و موادی که دارد، خانه‌‌ای بهتر خواهد ساخت، تا خانه‌ای که انسانی توسعه‌نیافته با همان ابزار و مواد می‌سازد.

آقای پروفسور ایکاف خاطرنشان می‌کند نظر به اینکه توسعه شامل خواست و توانایی است، نمی‌توان آن را به‌ دیگری داد یا بر او تحمیل کرد. به همین ترتیب، نه دولت می‌تواند حکومت‌شوندگان را توسعه دهد و نه شرکت کارکنان را. حداکثر کاری که آن‌ها می‌توانند انجام دهند ترغیب و تسهیل این توسعه است. توسعه مثل درمان پزشکی نیست، بلکه مثل درس دادن است. هیچ‌کس نمی‌تواند توسعه را تجویز کند؛ اما، اگر چه کسی نمی‌تواند به جای دیگری یاد بگیرد یا انگیزش یابد، اما می‌تواند یادگیری و انگیزش دیگری را ترغیب کند.

و کلام آخر اینکه توسعه استعداد پیشرفت است، نه پیشرفت واقعی سطح زندگی یا کفیت زندگی.

0 Comments

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

با من تماس بگیرید

Sending

© 2018 محمد بدری

Log in with your credentials

Forgot your details?